دلگیری شهید
khatfarhangi khatfarhangi | پنجشنبه, ۱۸ مرداد ۱۳۹۷، ۰۹:۴۸ ق.ظ
دارم زمین گیر میشم :
یکی دو سال بود عباس خیلی اصرار می کرد واسه رفتن به سوریه من
می گفتم: عباس نه زمان رفتن تو را من مشخص می کنم، هنوز وقتش
نشده. توی این دو سال اکثر دوره های نظامی از جمله جنگ افزار و
تاکتیک و...را گذروند، یه مدتی که از نامزدیش گذشت، بهش گفتم:
عباس تو از اون مردهای عاشق پیشه می شی چون به نامحرم نگاه
نمی کنی بهم خندید، چند روز گذشت، اومد پیشم گفت: حاجی تو رو
خدا بذار برم. این بار اصرار کردنش متفاوت بود، گفتم چیزی شده،
گفت: حاجی دارم زمین گیر می شم. آره عباس داشت عاشق می شد
ولی از همه چیز برای حرم زد.
- ۹۷/۰۵/۱۸